X
تبلیغات
مقام پدر

در سيره‌ پیامبر(ص) و اهل‌بيتE، پدر و مادر از مقام بلند و والايي برخورداراند. براي آنان به عنوان يك فرزند، در تمام عالم هستي(به جز خداوند) ذي‌حق و مقامي به عظمت و بلنداي مقام پدر و مادر وجود ندارد.

            پيامبر2 از جايگاه، عظمت و اعتبار پدر و مادر، نزد خداوند خبر مي‌دهد كه:«رضي الله مع رضي الوالدين و سخط الله مع سخط الوالدين؛[1]با خشنودي والدين خدا خشنود مي‌شود و با خشمگين شدن والدين خدا نيز خشمگين مي‌گردد». همراه و هماهنگ شدن خشنودي و خشم خدا با خشنودي و خشم والدين، حكايت از توجه و عنايت ويژه پروردگار نسبت به مقام و جايگاه بلند پدر و مادر دارد. نكته‌ي ظريف و آموزنده‌ي كه در فرمايش حضرت وجود دارد اين است كه اگر كسي بتواند جايگاه پدر و مادر را كه در به وجود آوردن او نقش داشته و جزء العله و واسطه‌‌اي فيض است، خوب درك كند؛ قطعا چنين شخصي مقام و عظمت پروردگارش را كه تمام هستي او و مقدراتش در دست او است نيز بهتر و خوبتر درك خواهد كرد.

مقام پدر و مادر نزد خداوند بسيار عزيز و گرامي است. لذا باريتعالي براي فرزنداني كه بتوانند عزّت و عظمت پدر و مادر را درك كند و آن را دريابد، پاداش خوبي به بلنداي آن مقام در نظر گرفته است. پيامبر2 مي‌فرمايد: «من اصبح مرضيّا لابويه، اصبح له بابان مفتوحان الي الجنة و ان كان واحد منها فباب واحد؛[2] آنكه شب را به پايان رساند در حاليكه پدر و مادر از او راضي باشند، دو در به سوي بهشت براي او باز است و اگر يكي از آنها از او راضي باشد، يك در به سوي بهشت بازاست». حضرت در جاي ديگر خطاب به اصحاب مي‌فرمايد: «ما من رجل ينظر الي والديه نظر رحمة الا كتب الله بكلّ نظرة حجّة مبرورة، قيل: يا رسول الله و ان نظر اليه في اليوم مأة مرّة؟ قال: و ان نظر اليه في اليوم مأة الف مرّة؛[3] هر مردي كه به پدر و مادرش با مهرباني نگاه كند، خداوند براي هر بار نگاه كردن او، ثواب حج مقبول را مي‌هد. گفتند اي فرستاده خدا اگر در روز، صد بار نگاه كند چه؟ حضرت مي‌فرمايد: اگر صدهزار بار نگاه كند، بازهم ثواب آن را مي‌گيرد».  

اگر به جملات و مفاهيم موجود در آن، ژرف بنگريم، خبر از عظمت و بلنداي مقام پدر و مادر مي‌دهد كه خداوند براي هربار نگاه كردن به او، ثواب زيارت خانه خودش را مي‌دهد. يعني طواف كردن وجود نازنين پدر و مادر را طواف بيت‌الحرام مي‌داند. جالب‌تر اينكه براي اين نگاه پرمهر و دلسوزانه هيچ محدويتي وجود ندارد. مي‌توان اين نگاه را در حد توان افزايش داد و به همان ميزان ثوابش را دريافت كرد.

            سيره عملي اهل‌بيتE نشان مي‌دهد كه آنان نيك به اين عظمت و بزرگي پي‌برده بودند و براي دريافتن اين مقام و پاس داشتن آن سر از پا نمي‌شناختند و همواره در پي خوشنودي پدر و مادر بودند. در باره‌ي حضرت زهراJ نقل شده است كه: «روزي رسول خدا2 به خانه فاطمهJ واردشد، فاطمهJ در آن هنگام مشغول نماز مستحبي بود، وقتي كه صداي پيامبر2 را شنيد نماز را قطع كرد و به استقبال پدر شتافت و سلام كرد، پيامبر2 دست محبّت بر سر زهراJ كشيد».[4] در نگاه اول شايد به نظر برسد كه مقام والدين در اينجا بالاتر از مقام خداوند قرار گرفته است كه زهراJ گفتگوي با خدا را بخاطر پدر قطع مي‌كند. اما اگر دقت بيشتر و به دستورات صريح خداوند كه اطاعت از آنان را واجب كرده است، نگاه كنيم كه مي‌فرمايد: ) وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيماً([5] «وپروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد؛ و به پدر و مادر نيكي كنيد. هرگاه يكي از آن دو، يا هردوي‌آنها نزد تو به سن پيري رسند كمترين اهانتي به آنها روا مدار؛ و بر آنها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو». با توجه به امر خداوند به احسان كردن به پدر و مادر، اگر اين امر وجوبي پروردگار را در كنار نماز استحبابي بگذاريم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه حضرت زهراJ از امر الزامي خدا اطاعت كرده است. يعني امر استحبابي را بخاطر يك امر وجوبي وانهاده است.

            امام باقرA از پدرش نقل مي‌كند كه: «انّ ابي نظر الي رجل و معه ابنه يمشي والأبن متّكيء علي ذراع الأب. فما كلّمه ابيA مقتا له حتي فارق الدنيا؛[6] هان، پدرم به مردي كه با پسرش راه مي‌رفت و پسرش به دست او تكيه داده بود، نگاه كرد؛ حضرت [بخاطر بي ادبي كه آن جوان نسبت به پدرش كرده بود] تا آخر عمر با او صحبت نكرد». گرچه رفتار اين جوان با پدرش نشانگر بي‌حرمتي و اذيت و آزار پدر است كه در جاي خودش بحث خواهد شد، امّا عكس‌العمل شديد حضرتA نسبت به اين رفتار، بيانگر مقام بلند و بي بديل پدر و مادر است كه بي‌حرمتي در مقابل اين مقام شامخ غير قابل بخشش است.

نوشته‌هايی از محمد جمعه شيخ زاده در باره پیامبر(ص)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 12:3  توسط جمال الدین محمدی زاده  | 

سلام پدر
دلگیر مباش از "طفلك"‌ات اگر مانده‌است در راه.
بخاطر دارم خوب شش سال پیش را، وقتی عزم سفر كردی بی هیچ. آمدی به این غربت.
گفتی:"می‌روم، می‌آیی؟"
گفتم:"بمان، می‌آیم"
و نماندی و من ماندم. تو رفتی شش سال پیش این روز.
گفتی:"نمان در این غربت"
می‌بینی پدر، می‌بینی كه مانده‌ام. توان رفتنم نیست.
هنوز هم التهاب آنروزها با من است و زمان، نبود تو را بیشتر می‌كند. كجاست عادت خاك؟ كجاست سردی‌اش كه مرا نمی‌گیرد. باور دارم كه هستی. هنوز منتظرم كه چشمان منتظر تو را ببینم، وقتی مسافرِ خانه تو می‌شوم. سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی می‌كند. هنوز بغضم می‌شكند..

سلام پدر
دلگیر مباش از من اگر بد شده‌ام این روزها. دلگیر مباش از من اگر بد می‌كنم با خود.
اینجا نشسته‌ای، روبروی نگاه من و نگرانی، می‌دانم.
می‌روم حرم به پای دل، كه پای رفتنم بسته‌است. درها به رویم زنجیر است، می‌مانم پشت قفل‌ها. و با آب مانده حوض وضو می‌گیرم!
می‌دانم بد شده‌ام تو می‌دانی و خدا و همین است كه تنها مانده‌ام بی تو.و همه چیز من چنان گم شده میان غبار، كه خود را هم نمی‌بینم.
روی از من مگردان در این لحظات نیاز.

..برکرفته از سایت پرنیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 1:2  توسط جمال الدین محمدی زاده  | 

پدر یکی از نسبت‌های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مذکر گفته می‌شود و از نظر زیست‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی می‌تواند تعریف‌های متفاوتی داشته باشد.

از نظر زیست‌شناختی، در پستاندارانی مانند انسان، پدر اسپرمی را تولید می‌کند که با تخمک ترکیب شده و پس از لقاح، رویان (جنین) شکل می‌گیرد.

از نظر اجتماعی پدر به مردی که نقش اجتماعی مربوطه را انجام دهد نیز گفته می‌شود. امروزه تحقیقات بسیاری درباره اهمیت نقش پدری در رشد روانی و اجتماعی فرزندان صورت گرفته است. برگرفته از ویکی پدیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 0:59  توسط جمال الدین محمدی زاده  | 

پدر دستات برام گهواره بودن


چشات مثل چراغ خــونه من


 بجزء تو از همـــه دنیا بریدم


کسی رو مثل تو عاشق ندیدم


ببـــوســــم پینــه دســتاتُ بابا


ببوسم صورت چون ماتو بابا


نشــسته روی موهات برف پیری


الــهی مـــــن بمـــــیرم تو نمیری


پدر ای قبـــله راه سعادت


کنارت بودنه واسم عبادت


"تو رو هم چون نفسها دوس دارم



نذار در حســرت چشــمات ببارم"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 0:56  توسط جمال الدین محمدی زاده  | 

هر کجا تجلیل دیدم از مقام مادر است

از پدر نامی ندیدم گرچه او را یاور است

رنج و زحمت بر پدر باشد فراوان در جهان

چون گرفتاری عالم را همیشه در براست

هرچه را مادر کشد زحمت بعالم بهر تو

دردهای بیشمارش بین پدر را بر سر است

سختی کار جهان کرده پدر را بس خشن

در پناه لطف او مادر ظریف و دلرباست

نوگل خندان بود مادر که زاییده تو را

در ره زحمت پدر چون آتش و خاکستر است

بین پدر در کار سخت مشغول از صبح تا بشب

همزمان مادر بروی تخت یا در بستر است

گر شنیدی زیر پای مادران باشد جنان

این پدر باشد که دربان بهشت مادر است

گر که کسری پای بوسی میکند از فاطمه (ع)

شوی او مولا علی (ع) بین عالمی را رهبر است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 0:33  توسط جمال الدین محمدی زاده  | 

مقام پدر و مادر

گر چه عواطف انسانی ومسأله حق شناسی به تنهایی برای احترام به والدین کافی است، ولی قرآن حتی در مسایلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمی‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد؛ بلکه به عنوان ارشاد و تأکید در این موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند و در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسأله ای این اندازه اهتمام دیده می‌شود. به پنج مورد از آیات به عنوان شاهد اشاره می شود:

«جز خداوند یگانه را پرستش نکنید وبه پدر و مادر نیکی کنید». (سوره بقره، آیه 83)

«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید».(سوره نساء، آیه 36)

«چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر ومادر نیکی کنید». (سوره انعام، آیه 151)

«و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با ناتوانی حل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد. (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است». (سوره لقمان، آیه 14)

پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر سر آنان فریاد نزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمت آنها قرار ده». (سوره اسراء، آیات 23 و 24)

نکاتی که از آیات فوق استفاده می‌کنیم:

1ـ خداوند جایگاه پدر و مادر را در رتبه بعد از خود قرار داده است.

2ـ هم چنان که حق خداوند مجهول است، حق پدر و مادر نیز مجهول است.

3ـ هم چنان که انسان هر چه تلاش کند، نمی‌تواند حق خداوند را ادا کند و تنها می‌تواند خود را در مسیر بندگی خداوند قرار گیرد در مورد پدر و مادر نیز چنین هست که حق ایشان قابل ادا نیست.

4ـ هم چنان که ادای حق معصومان به عنوان پدر معنوی امت در حال حیات و مرگ یکسان است، ادای حق والدین نیز در حال حیات و مرگ یکسان است و تنها شکل آن فرق می‌کند.

5ـ ادای حق والدین از امور فطری و انسانی است نه انیکه در خصوص مسلمانان یا مؤمنان باشد؛ زیرا که فرمود: ووصینا الانسان....» و نفرمود: «و وصینا المسلم».

6ـ هم چنان که شکر خدا از اسباب برکت است. شکر والدین نیز از اسباب برکت است.

7ـ هم چنان که در آخرت از بسیاری از حقوق سؤال می‌شود بالاخص از حق پدر و مادر سؤال خواهد شد؛ زیرا می‌فرماید: «الی المصیر».

8ـ هم چنان که انسان می‌بایست در برابر خداوند متعال متواضع باشد، در برابر پدر و مادر نیز باید کمال تواضع را داشته باشد. «واخفض لهما جناح الذّل»

9ـ جالب اینکه در آغاز توصیه به هر دو می‌شود و می‌فرماید: «وبالوالدین» ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات، تکیه روی زحمات مادر می نماید تا انسان را متوجه ایثارگری‌ها و حق عظیم او سازد، «حملته امه...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 0:29  توسط جمال الدین محمدی زاده  |